|
مخاطبین این مطلب کاملا معلوم الحال اند پس شما که مثل آنها نیستید به خودتان نگیرید
من یک دانشجو هستم که در شهری درس میخونم که محل تولد و زندگی من نیست اما از آنجایی که چند نسل پیشتر من اهواز زندگی میکردن و میکنن انقدر توو این شهر رفت و آمد و زندگی کردم که با شهر خودم هیچ فرقی نداره و با آدماش غریبه نیستم اما..
اما چرا از این آدما میترسم؟ چرا نمی تونم با امنیت خاطر توو خیابوناش قدم بزنم؟؟
برای من به عنوان یه دختر. ( دخترهایی که پوشش مناسبی دارند رو میگم بقیه شامل این بحث نمیشن اما دلیلی هم نداره که کسی به خودش اجازه تعرض به دختری رو هم که حجاب خوبی نداره بده)
راه رفتن بین آدمهایی با نگاه های مریض...
اپیزد اول: جاده دزفول-اهواز:
برای کاری بلوتوثم رو روشن کردم.
مردی که مرد نیست...
اپیزود دوم: اهواز-معاونت دانشجویی:
مردی که مرد نیست...
نمی دونم از در معاونت اومد بیرون یا فقط از بیرونش رد شد؟
این نامرد...
اپیزود سوم: اهواز- نادری:
با دوستم میرفتیم سینما. رفتنی عجله داشتیم که به فیلم برسیم بدون تعلل و به سرعت رد میشدیم از همه. برگشتنی فرصت بیشتری داشتیم و کمی آهسته تر راه میرفتیم.
مردی که مرد نیست...
اپیزود چهارم: اهواز-نادری- پاساژ کارون:
نگاه های مریض این مردهایی که مرد نیستند رو نمیتونم تحمل کنم.از نگاه کردن به چهره ها و چشم ها وحشت میکنم.-سرم رو میندازم پایین- کف پاساژ از این نگاه های کثیف ، تمیز تره...
اپیزود پنجم: اهواز-ساعت:
میخوام تاکسی بگیرم برم ترمینال. انواع و اقسام ماشینها در حالی که هنوز هوا روشنه: بوق ، چراغ و ...
اپیزود ششم:اهواز -سه راه- دور میدون:
میخوام از عرض خیابون رد شم راننده یه وانت ( خیلی معلوم الحال!)...
دستفروش های دم ورودی ترمینال:
خانوم...! خانوم.....!! خانوم.....!!!!
انقدر با عجله از اونجا رد میشم که نخاله های ساختمانی رو ندیدم و چند تا تیکه آجر رو شوت کردم و نزدیک بود با صورت بخورم زمین!
این ها تنها نمونه های کوچیکی از انواع مزاحمت های نامردان سرزمین من است!
دیگه نمیشه از کلمه مرد براشون استفاده کرد
غیرت مردای ایرانی کجا رفته؟؟؟
کسانی که فقط دنبال فرصتی اند برای سوء استفاده. حالا هر جوری شده : کلامی ، چشمی و حتی.....!!
چرا این آدما به خودشون اجازه میدن هر کاری...
واقعا گفتن این نقطه چینا سخت وآزار دهنده است....
پ.ن۱: اهواز رو گفتم نه به این خاطر که توو دزفول یا شهرهای دیگه این مزاحمت ها وجود ندارن، نه
چون رفت و آمدم اونجا بیشتره این چیزا رو هم بیشتر حس میکنم.فقط همین.
پ.ن۲: مثل اینکه لازم شد بگم که این اتفاقات توو یه روز نبود اینا تقریبا مربوط به دو هفته اخیر هستش و دیگه اینکه حجاب من کامله و مشکلی نداره و اینکه اوصولا زیاد از خوابگاه بیرون نمیرم هر چند وقت با بچه ها میریم سینما و گاهی میرم خونه اقوام حتی کتاب بخوام یا از کسی میگیرم یا دوستامو میگم واسه منم بخرن.
پ.ن۳: به هیچکدوم اجازه ندادم به هدفشون برسن! |