تبليغاتX
anna(NiceMooN)-in-wonderland
anna(NiceMooN)-in-wonderland

مهندسی آب چمران 87 (به حای دیگری منتقل شد!) و فقط مطالب شخصی من


مردان سرزمین مرا چه شده است؟؟؟

مخاطبین این مطلب کاملا معلوم الحال اند پس شما که مثل آنها نیستید به خودتان نگیرید

 من یک دانشجو هستم که در شهری درس میخونم که محل تولد و زندگی من نیست اما از آنجایی که چند نسل پیشتر من اهواز زندگی میکردن و میکنن انقدر توو این شهر رفت و آمد و زندگی کردم که با شهر خودم هیچ فرقی نداره و با  آدماش غریبه نیستم اما..

اما چرا از این آدما میترسم؟ چرا نمی تونم با امنیت خاطر توو خیابوناش قدم بزنم؟؟

برای من به عنوان یه دختر. ( دخترهایی که پوشش مناسبی دارند رو میگم بقیه شامل این بحث نمیشن اما دلیلی هم نداره که کسی به خودش اجازه تعرض به دختری رو هم که حجاب خوبی نداره بده)

راه رفتن بین آدمهایی با نگاه های مریض...

 

اپیزد اول: جاده دزفول-اهواز:

برای کاری بلوتوثم رو روشن کردم.

مردی که مرد نیست...

 

اپیزود دوم: اهواز-معاونت دانشجویی:

مردی که مرد نیست...

نمی دونم از در معاونت اومد بیرون یا فقط از بیرونش رد شد؟

این نامرد...

 

اپیزود سوم: اهواز- نادری:

با دوستم میرفتیم سینما. رفتنی عجله داشتیم که به فیلم برسیم بدون تعلل و به سرعت رد میشدیم از همه. برگشتنی فرصت بیشتری داشتیم و کمی آهسته تر راه میرفتیم.

مردی که مرد نیست...

 

اپیزود چهارم: اهواز-نادری- پاساژ کارون:

نگاه های مریض این مردهایی که مرد نیستند رو نمیتونم تحمل کنم.از نگاه کردن به چهره ها و چشم ها وحشت میکنم.-سرم رو میندازم پایین- کف پاساژ از این نگاه های کثیف ، تمیز تره...

اپیزود پنجم: اهواز-ساعت:

میخوام تاکسی بگیرم برم ترمینال. انواع و اقسام ماشینها در حالی که هنوز هوا روشنه: بوق ، چراغ و ...

 

اپیزود ششم:اهواز -سه راه- دور میدون:

میخوام از عرض خیابون رد شم راننده یه وانت ( خیلی معلوم الحال!)...

دستفروش های دم ورودی ترمینال:

خانوم...! خانوم.....!!  خانوم.....!!!!

 انقدر با عجله از اونجا رد میشم که نخاله های ساختمانی رو ندیدم و چند تا تیکه آجر رو شوت کردم و نزدیک بود با صورت بخورم زمین!

 

این ها تنها نمونه های کوچیکی از انواع مزاحمت های نامردان سرزمین من است!

دیگه نمیشه از کلمه مرد براشون استفاده کرد

غیرت مردای ایرانی کجا رفته؟؟؟

کسانی که فقط دنبال فرصتی اند برای سوء استفاده. حالا هر جوری شده : کلامی ، چشمی و حتی.....!!

چرا این آدما به خودشون اجازه میدن هر کاری...

واقعا گفتن این نقطه چینا سخت وآزار دهنده است....

 

پ.ن۱: اهواز رو گفتم نه به این خاطر که توو دزفول یا شهرهای دیگه این مزاحمت ها وجود ندارن، نه

چون رفت و آمدم اونجا بیشتره این چیزا رو هم بیشتر حس میکنم.فقط همین.

پ.ن۲: مثل اینکه لازم شد بگم که این اتفاقات توو یه روز نبود اینا تقریبا مربوط به دو هفته اخیر هستش و دیگه اینکه حجاب من کامله و مشکلی نداره و اینکه اوصولا زیاد از خوابگاه بیرون نمیرم هر چند وقت با بچه ها میریم سینما و گاهی میرم خونه اقوام حتی کتاب بخوام یا از کسی میگیرم یا دوستامو میگم واسه منم بخرن.

پ.ن۳:  به هیچکدوم اجازه ندادم به هدفشون برسن!

چهارشنبه ششم آبان 1388  توسط anna  |

 

هدف

میگه:

ماه را هدف قرار بده تا اگر هم به خطا رفتی جایی میان ستارگان سر در آوری...

جمعه یکم آبان 1388  توسط anna  |

 

مرده متحرک

اگه یکی مرده باشه نمی تونه رو زندگی زنده ها اثر بذاره

پس آدمی که تاثیری رو زندگی آدمای دور و برش نداره یه مرده است

در نتیجه= من یه مرده هستم

آدمی که در عین اینکه کاملا از زندگی خسته شده و نمی خواد دیگه ادامه بده اما باز هم ادامه میده و تلاش میکنه!

تلاش میکنه در حالی که نمی خواد جلوتر بره.... تو این راه نمی خواد باشه اما باز هم جلو تر میره...

اصلا شاید زندگی خودش داره منو میبره... تا کجا و به کجا شو نمیدونم ولی داره میبره... یه مرده رو داره میبره...

چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388  توسط anna  |

 

؟

هششششششششششش!!!

گفتن نگو!

چهارشنبه پانزدهم مهر 1388  توسط anna  |

 

 



سلام
من anna: niceMoon هستم دزفولی ام و چمران اهواز مهندسی آب میخونم

در حال حاضر در حال بازسازی!

anna_edi_2004@yahoo.com

 

اتوبوس نوشته ها
آشنایی!

 

مردان سرزمین مرا چه شده است؟؟؟
هدف
مرده متحرک
؟
متولدین تابستان و متولدین پاییز
چرا؟ واقعا چرا؟!!
خسته ام از روزمرگی هام
برای خودم تا بدانم که ...
تفاوت نسل ها!!
به بهانه انتظار برای او که همه چشم انتظارش اند...

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
تیر 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

 

 

سلاله النبی
<<قاصدک>> مریم جووووووووونم
به اتهام غزل
خانوم معلم
منو جنون های بی گاهم
نغمه های کویر
قربون برم خدا رو دنیا چقدر کوچیکه
سایه بان <رامینا>
آفتاب شب
باران عشق
یه دیووووونه...
توت فرنگی
بهشت گمشده
aroma jasminom
يادداشت‌هاي کم و بيش روزانه کامران نجف زاده
فردا با ماست(هیلین)
º• lii8o •º <مهتا جوووون>
مهندسی آب چمران 87 ( وبلاگ مشترک منو همکلاسیام!)
آب چمران 85 (همدانشکده ای هام)
آب چمران 86 (همدانشکده ای هام)
معماری چمران87
مکانیک چمران87
فنی مهندسی87
دانشجویان مهندسی دانشگاه چمران
نمرات دروس معارف دانشگاه شهید چمران اهواز
دانشجويان سمپادي چمران...

 

 

RSS 2.0





Powered by WebGozar